Monday, September 2, 2013

حسین باستانی، روایتگر منصف از غربت

برگرفته از وبلاگ آرش خان سيگارچي

پيش نوشته:
راست مي گويند به درستي!آدم بايد منصف باشد!مي رويد توي يك كشوري الان توي يك فرومي هستم كلي هم ايراني آنجا هستند همه جا دارند زندگي مي كنند يكريز هم دارن فحش مي دهند آنجا را!بريتانيا كه همه اش باران است اه!فرانسوي ها بي فرهنگن!(توجه كنيد دوستان!فرانسه!!!)نمي دانم آمريكايي ها فلان اند..خلاصه بماند!آقا جان!خانم جان!يادتان نرود از چه جهنم دره اي(خواص مي دانند!)فرار كرده ايد!
 
یکی از عادت های بد ما ایرانیان خارج از کشور، غر زدن است. اصلا توجه نداریم که مهاجر یا پناهنده ایم و کشور میزبان، هیچ تعهدی به اینکه ما را راه بدهد، نداشته است. جالب این است که اکثر اوقات پیله خودمان را بسته ایم و بعد غر می زنیم. مثلا می گوییم خارجی ها سرد اند اما نمی گوییم که اگر ده سال است خارجه آمده ایم، هنوز حرف زدنشان را بلد نیستیم که باهاشان ، یا باهامان گرم بگیرند.
خیلی ها از سختی هایی که در وطن می بینند، مهاجرت می کنند و البته این مشکل در بیشتر کسانی دیده می شود که بجای این ضرورت و سختی، از سر چشم و همچشمی یا ماجراجویی مهاجرت کرده اند.
عمدتا این دست – مهاجرانی که بی دلیل مهاجرت کرده اند – بعد از مدتی سرخورده می شوند چون اولا کیف و حال ایران شان را از دست داده اند و اساسا داشتند خوش می گذراندند. کشور جدید به یک پناهجو در همان اول همه امکاناتی که به شهروند خود می دهد را نمی دهد ، پس می خورد توی ذوق شان.
من معمولا کسانی را که غر مهاجرت می زنند، حواله می دهم به شرایطی که ما ایرانی ها برای افغان های مهاجر در ایران درست کردیم. آیا ما با آنها خوب رفتار می کنیم؟ انصافا خیلی از کشورهای اروپایی و البته آمریکا، رفتاری به مراتب بهتر از رفتار ما با آن مهمانان می کنند.
حسین باستانی روزنامه نگار عزیز، از شهر لیل فرانسه به لندن رفته است. اما در زمان ترک لیل، یادداشتی عمومی در فیس بوکش نوشته که خواندش را توصیه می کنم. بر عکس ایرانیانی که فقط دوست دارند غر بزنند، حسین، قدرشناسانه از روزهای خودش در شهری که به او پناه داد، نوشته است:

بالاخره، بعد از فراز و نشیب های فراوان، فرانسه را ترک کردیم. کشوری که در تمام سال هایی که در آن بودم دوستش داشتم و هنوز هم دارم. در مقام مقایسه می توان بگویم ایران مانند مادرم است که زندگیم را به آن مدیونم و جزئی از وجودش – با همه ویژگی هایی که دارد – هستم، اما فرانسه مانند همسری است که عاشقش شده ام. حتما زیباتر از کسی که عاشقش می شوید هم وجود دارد، اما شما عاشق همین یکی هستید و نه هیچ کس دیگری. فرانسه قاعدتا کامل نیست و حتما عیب هایی دارد، اما بعد از زادگاهم، هیچ کجای دیگری را به اندازه آن دوست ندارم.
در طول این سال ها چند بار احساس کردم حقم دارد پایمال می شود، اما همیشه راهی – نه چندان پیچیده – برای احقاق حق داشتم و همیشه فرانسویانی وجود داشتند که برای دفاع از حقم تمام قد مایه گذاشتند. در شهری که ساکنش بودم – لیل دوست داشتنی – هیچ وقت در اداره مالیات برای اثبات حرف هایم مدرک نخواستند، خانه مان نزدیک استادیوم فوتبالی بود که تماشاگرانش شب ها موقع برگشتن از تماشای بازی آرام حرف می زدند تا همسایه ها اذیت نشوند، و در بزرگترین کنسرتی که شرکت کردم، جایگاه VIP را به معلولان جسمی – و نه پولدارها یا مشهورها – اختصاص داده بودند.
در این شهر، دوست روزنامه نگاری داشتم که برای یاد گرفتن فارسی مدت ها به خانه مان آمد و برای تلفظ حرف “ق” عرق ریخت، دوست معلمی داشتم که سال ها هر وقت چیزی راجع به کشورم می خواند از آن کپی می گرفت و در صندوق پستی مان می انداخت، دوست هنرمندی داشتم که پیشنهاد کرد مادرخوانده پسرم شود – و شد – و دوست پلیسی داشتم که باعث آرامش خودم و خانواده ام بود.
من فرانسه و لیل را هرگز فراموش نخواهم کرد.

Friday, August 30, 2013

تاريخي ترين "نه" در 200 سال اخير!

در يكي از تاريخي ترين تصميمات 200 سال اخير،پارلمان بريتانيا طرح دولت محافظه كار آقاي كمرون را براي حمله به سوريه با راي خفيف 272-284 وتو كرد!با اين حساب در حمله "ديگر نه چندان احتمالي" نيروهاي ائتلاف،بريتانيا "احتمالا" حضور نخواهد داشت!يكي از جالبترين صحنه هاي تمام عمرم تماشاي قدرت دموكراسي بريتانيا بود و آرزوي ما كه اي كاش دانشگاهي..جايي...حيف!گراني!پوند!60000 ريال!

در سوي ديگر 2 كشور همچنان حضور قطعي دارند.اولي ايالات متحده است كه طبق سخنراني همين 1 ساعت پيش آقاي كري مي توان نتيجه گرفت كه دستور حمله صادر شده است بنا بر :

1.آقاي كري گفتند 9 بار نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي مدارك را بررسي كرده اند و شرايط مثل عراق و افغانستان نيست.
2.ايشان ظاهرا صبح روز بعد با همتاي سوري اش تلفني صحبت كردند اما نه تنها ايشان اجازه ندادند همان مناطق را به منظور پاكسازي بمباران كردند!
3.ايشان 28 بار اشاره به قوانين جهاني و مسئليت آمريكا در قبال بازي-بازي كشورها با منافع جهاني كردند حتي از ايران هم اسم بردند!
4.چون روسيه يحتمل وتو مي كند بايد بي خيال سازمان ملل شد.
5.آن گزارشگران هم چيز تازه اي براي ما ندارند.بقول حضرت آقا : خسته نباشند!

و ديگري "جمهوري فرانسه" است!آقاي "اولاند" و طبيعتا حزب سوساليسم فرانسه موافق اين حمله است و طبق رايزني هاي انجام شده نظر عمومي مردم فرانسه كه به طرز باورنكردني در مورد دخالت مالي هم مثبت بود اينجا هم مثبت است!ضمنا رياست جمهوري فرانسه از احتمال حمله نيروهاي ائتلاف تا 4 شنبه پيش رو خبر داد!

Friday, August 23, 2013

ما ز ازل تا ابد،عاشق تو بوده ايم!

ديشب به طور تصادفي يك پيج لايك شده رو در فيسبوك پيدا كردم و ديدم..چند سال پيش لايكش كرده بودم!اما واتسون!همان هرميون گرينجر خودمان..شما هري پاتر مي خوانديد؟خواندن هري پاتر و انتظار براي انتشار نسخه ترجمه "ويدا اسلاميه"يكي از زيباترين و قشنگترين لحظات كودكي من بود..من با اين كتاب بزرگ شدم..اولين عشق كودكي ام قبل از حتي ديدن فيلم هري پاتر "هرميون"بود يه ذره بعدترها يادم هست در كلاس زبان انگليسي در همان سالهاي ابتدايي به گمانم پنجم يا اول راهنمايي با زيباترين دختري كه در عمرم ديده بودم آشنا شدم!"روژين"!او از هرميون هم زيباتر بود..شايد زيباترين موجودي كه تا آخر عمرم ديده باشم

اما واتسون
هرميون گرينجر
:-)
آن لحظه ها اولين باري بود كه در زندگي ام براي دليلي كه نمي دانستم چيست به سمتش كشيده مي شدم...سعي مي كردم با او زبان بخوانم..نزديكش بنشينم..همان روزها با مادرش صحبت كردم،مي خواست ببيند دخترش خوب انگليسي مي خواند يا نه؟گفتم عاليست!واقعا هم خوب بود..زبانسراي تهران!اما اين شيريني بي حد و حصر به چند هفته نكشيد و روژين از خانه ي قبليشان كوچ كردند به جاي ديگري!روز آخر اولين بار بود كه دست داديم!من با يك دختر!اولين دختر و بهترين آنها!حس گرمي دستان او هنوز در خاطرم هست..من در كودكي عاشق شدم

فريدون فرخزاد اين عزيزنازنين از دست رفته،در يكي از شوهاي معروفش،بانو "شهره"را دعوت كرده بود تا آوازي بخواند و آهنگي اجرا كند.قبل از اجراي شهره،يخه اش را گرفت به سوال پيچ

 شايد من واقعا سالم بودم..نمي دانم چقدر هستند در اين كشور كه در دوران كودكي عشق را تجربه كردند..حالا شايد نمي دانستند چيست بزرگ شدند فهميدند عشق بوده!اما من از همان اول مي دانستم كه چه بود و در گير چه حس زيبايي بودم

بعد از گذر سالها سالم نيستم،اين را مي توانم با اقتدار بگيم كه بقولي آي ملت اين لحظاتي كه سپري ي شود به تعفن و آشغاليت(!) لحظات دوران شيرين جواني است!چه اگر همين فيسبوك و توييتر هم نبود ديگر همه مان به قول فروغ "جنازه"بوديم


ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ
ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﻠﻮﻝ
ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﺘﻔﮑﺮ
ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺵ ﺑﺮ ﺧﻮﺭﺩ ،ﺧﻮﺵ ﭘﻮﺵ ، ﺧﻮﺵ ﺧﻮﺭﺍﮎ
ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﯿﻦ
ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﯼ ﻣﺸﮑﻮﮎ ﻧﻮﺭﻫﺎﯼ ﻣﻮﻗﺖ
 ﺷﻬﺮﺕ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﺳﺪ ﺑﯿﻬﻮﺩﮔﯽ ﻭ   ....
ﺁﻩ ،
ﭼﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﭼﺎﺭﺭﺍﻫﻬﺎ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺣﻮﺍﺩﺛﻨﺪ
ﻭﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍﯼ ﺳﻮﺕ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﻗﻒ
ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ، ﺑﺎﯾﺪ ، ﺑﺎﯾﺪ
ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺮﺥ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺎﻥ ﻟﻪ ﺷﻮﺩ
ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺧﯿﺲ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ....
  ﻣﻦ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺂﯾﻢ؟
از خودمان بپرسيم واقعا چقدر سالميم؟چقدر آدميم؟چقدر عاشقيم؟
 شك دارم با اين وضع عشق بازيها و زنان و مردان جنازه چيز يبيرون بيايد از اين همهمه هاي ماشين و آرايش و پول

پي نوشت

پيج اما واتسون را كه ديدم خيلي به عكسهايش دقت كردم..چقدر هنوز كودكانه مانده..هنوز زيباست و و هنوز ساده!اما ديدن بعضي ها در ايران در اين مملكت اسلامي كه كاملا بسان هيولا شده اند آدم را حيران مي كند دوست داشتم اگر شد و گذر ما در سالهاي آينده به بريتانيا افتاد به او بگويم كه چقدر از ازل تا ابد عاشق تو بوده ام و هنوز هم نگاه ها و عكسهايت آه از نهاد آدم ميگيرد مي دهد به قلبت

چه حكايتي از تو و روژين دارم..رهايم نمي كند..و هنوز هم زنده به آنم

Thursday, August 22, 2013

مايكل اسكافيلد -------- گي !

سي ان ان امروز طي يك خبر جنجالي اعلام كرد "ونت وورث ميلر"بازيگر نقش "مايكل اسكافيلد"دعوت جشنواره فيلم سن پطرزبورگ را رد كرده!دليل آن كار در متن نامه ي ايشان به هيات ژوري جشنواره مشخص شد


ونت وورث ميلر اعلام كرد كه "همجنسگرا"ست و به همين دليل در اعتراض به رويه مسخره دولت پوتين-مدودف در راستاي همين دو تا پست قبلتر در جشنواره حضور بهم نمي رساند
!
متن خبر سي ان ان اينجا

متن نامه ونت وورث ميلر

August 21, 2013

Re: St. Petersburg International Film Festival / “Guest of Honor” Invitation

Dear Ms. Averbakh:

Thank you for your kind invitation. As someone who has enjoyed visiting Russia in the past and can also claim a degree of Russian ancestry, it would make me happy to say yes.

However, as a gay man, I must decline.

I am deeply troubled by the current attitude toward and treatment of gay men and women by the Russian government. The situation is in no way acceptable, and I cannot in good conscience participate in a celebratory occasion hosted by a country where people like myself are being systematically denied their basic right to live and love openly.

Perhaps, when and if circumstances improve, I’ll be free to make a different choice.
Until then.

Wentworth Miller

Member, HRC
Member, GLAAD
Member, The ManKind Project
صلواتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

Wednesday, August 21, 2013

آيا گي ها لزبين پورن ميبينند؟لزبينها گي پورن؟باي ها چطور؟

ياهو انسرز وبسايت جالبي است در آن هر سوالي و جوابي پيدا مي شود..از مسايل علمي و مساله فيزيك و شيمي و معادلات و تاريخ ادبيات و هنر بگيريد تا سوالهايي مثل "آيا همجنسگرايان مرد يا گي ها فيلم پورن لزبين مي بينند؟!"سوال عجيبي است اين آخري و از آن ها عجيبتر سوالهايي درباره بايسكشوالهاست.من انكار نمي كنم گونه عجيب و غريبي از آدمها هستيم هم با فيلمهاي پورن گي و لزبين تحريك مي شويم هم با انواع اقسام و آلات هر دو جنس چه رمانتيك چه سكسي

 :سوال پرسيده اند

Do bisexual men like lesbian porn?

:خانمي در بخش جوابها نوشته اند
Most people who call themselves "bisexual" prefer a particular gender. I am not sure if there actually really is such a thing as "bisexual"; fingers in your vagina feel equally good physically whether the fingers belong to a male or a female. Your body doesn't know the difference. However, do these bisexual people actually fall in LOVE WITH and KILL THEMSELVES IF THEIR MATE LEAVES with both genders? In my experience, no.

If straight men like lesbian porn, then bisexual men would like it as well. Because, you know, being bisexual includes liking the things that straight men like (i.e. women).

Myself, I am a straight female who sometimes watches "gay" porn, because there are penises in it. I don't like anal porn because it is disgusting but I don't like straight anal porn if possible either (though the gay anal porn is usually a lot grosser). I do, however, watch "circle jerks" or gay blowjobs (sometimes, for the latter). It's pretty hard to find straight porn where the girl isn't making noises that are absolutely disgusting. Even in the "amateur" category it is usually either a) you can't see them or b) some disgusting ***** is looking just as anti-sexual as possible by looking like a "professional" porn girl.

 چقدر جالب!حرف اين خانم كاملا درست و حتي نگرش ايشان جالب و جديد است براي من.نوشته اند اگر خانمي از فرورفتن انگشتي در كسش لذت مي برد چه فرقي مي كند كه انگشت مرد آن تو است يا زن؟اما بر سر مسايل رمانتيك مساله فرق مي كند!مي بينيد؟بحث قديمي و بي پاياني است.باي ها بايد به يك جنس تمايل بيشتري داشته باشند چرا؟كسي نمي داند!هنوز بنيادي ترين بخش اين مسايل يعني علل ايجاد "سكشوال اورينتيشن"ها معلوم نيست چه برسد به اين داستان

در بسياري از سايتهاي پورن بخشي به نام "بايسكشواليتي"هم درست شده است مثلا در وبسايت ايكس همستر.من بعنوان يه بايسكشوال بعد از تماشاي چندتا ازويديوهاي اين كتگوري انگيزه ام براي زندگي چند برابر شد

 

اما داستان عاطفي خيلي پيچيده تر از اين حرفهاست.يعني شايد براي همين دليل من علاقه اي به ازدواج ندارم..به هر حال خيلي ها معتقدند 2 نوع بايسكشوال وجود دارد.گونه اي كه مي تواند در يك زمان به هر دو جنس عشق بورزد و گونه اي كه مدتي اينور غش و ضعف دارد مدتي آنور!چيز عجيب و غريبي هستيم..يعني در نهايت مجموعه اي از تئوري ها بر روابط حاكم است من حتي در 2 وبسيات مختلف روانشناختي خواندم كه بايسكشوالهايي هستند كه با يك جنس سكس و با ديگري رومانس دارند در عين حال جاي ديگر نوشته بود نه!رومانس شرط نيست!سكس شرط اصليست يعني باي ها كساني هستند كه با هر دو جنس علاقه به سكس دارند.

 من به شخصه به تمام انواع پورن ري اكشن نشان مي دهم نمي دانم مثلا خانمهاي لزبين و آقايان گي چطور يا حتي باي هاي ديگر؟مثلا آيا يخانمهاي لزبيني هستند كه گي پورن دوست داشته باشند؟يا آقايان گي اي كه لزبين پورن ميبينند؟مطمئنا وجود دارند اين دوستان حجالا تعداد و درصدش هنوز ناشناخته است

 مفاهيم موجود در دنياي انسانها و روابطشان خيلي پيچيده تر و شايد به همان اندازه تئوريك باشد.يعني قانوني وجود ندارد..شايد تنها قانون همان حفظ حقوق اساسي و آزادي اراده و اختيار انسانهاست

هميشه فكر مي كردم ما چرا كتاب در اين موارد نداريم..ادبيات را مي گويم..ادبيات اروتيك،پورن و از اين دست.مثلا كتاب رمان زير نمونه اي از رومانهاي بايسكشواليتي است اين خيلي كمك مي كند به آدم در شرايط سازي و درك بهتر خودش و شخصيتش و سوژه هاي قابل لمس!

بعد كه فكر كردم يادم افتاد اينجا "ايران اسلامي"است سرتان سلامت !!!


آقاي روسيه!دقت كن!

به شخصه نه تنها هيچ علاقه اي به اين روسيه ندارم بلكه حالم هم ازش بهم مي خورد..كلا چيز حال بهم زني است غير از خانما و آقايونش كه خوب خوشگل اند لعنتي ها!همين چند وقت پيش دولت پوتين(بخوانيد احمدي نژاد-مشايي) و مدودف قانوني تصويب كردند كه تا دولت بعدي يعني مدودف-پوتين(!)احتمالا يعني تا ابد(!) پا بر جا خواهد ماند.اين قانون منع تبليغ همجنسگرايي براي كودكان و نوجوانان به هر طريقي است
 
بله خلاصه از اينجور قوانين زياد دارد..بدليل قراگرفتن در يكي از افراطي ترين و زاقارت ترين نقاط جهان يعني همين خاورميانه كه مردمانش خيلي با "ميانه"همديگر كار دارند اما در پنهان،وضعش در اين حوزه ها خيلي خراب است.آقا جان،خانم جان اين چيز خيلي واضحي است.همجنسگرايي نه بيماري است نه اختلال پس هيچ دليلي ندارد جلويش گرفته شود اصلا مگر فرق مذهبي است كه خوب تبليغ نكنند كم شود؟اين هم از آن حركت هاست
 
در مسابقه جهاني دو و ميداني دو خانم روس به نامهاي مبارك تاتينا فيرووا و اکسنيا روشووا بعد از كسب مدال در يك اقدام كور كننده چشم دولت جفنگ روسيه همديگر را همانطور كه در عكس مي بينيد بوسيدند و مدال هايشان را باز هم به كوري چشم دولت و همه ي مخالفين آزادي و ازدواج برابر تقديم به همه خانمهاي لزبين و همجنسگرايان سراسر جهان كردند
 
بله يك همچين قهرماناني داريم تا كور شود هرآنكه نتواند دي
خواستم هم عرض تشكري بكنم به اين 2 بانو و حركت مدني قشنگشان هم تجديد ميثاقي با آرمانهاي كبير آن "رنگين كمان بي پناه و سرپناهمان" كرده باشيم

Monday, August 19, 2013

مهندسي برق چهار چرخ هوا !

الان حدودا يكسالي هست كه چهارچرخ مهندسي برق قبليمان هوا شده است!يعني انصراف داديم رفت!دانشگاه قبلاي مان بلافاصله پس از خروج اينجانب از آن خراب شده تبديل شده به "پرديس فني" كه بقول دوستان پرديس عنه؟

ما بدليل داشتن يك چيزهايي در نواحي تحتاني مجبور به انجام خدمت سربازي هستيم و خواهيم بود دوستان خوب مي دانند كه پسرهاي مشمول نمي توانستند انصراف بدهند...اما آن تيتر و خبر معروف وبسايت خدا بيامرز نظام وظيفه مرا شديدا مصمم به انصراف كرد!در آن پست قبلي توضيح داده بودم كه مهندسي برق شرق بود و ما غرب !اصلا مهندسي و فني شرق بود و ما شمال !مهندسيمان كجا بود آخر؟بعد از 3 سال با كمتر از 46 واحد پاس شده انصراف داديم و الان كه يكسالي در عشق ديرين "زبان و ادبيات انگليسي"گذشته همانقدر يعني درست قدر 3 سال آنجا واحد پاس كرده ايم البته به لطف نظام وظيفه كه در همان تيتر معروفش و بعدا جويا شدن بنده حضوري كه يكبار مي شود انصراف داد.اما من مصمم تر شده ام براي ادامه تحصيل تا دكترا و خارج از اين مرز پر گهر

 البته بدليل "ديستنس لرنينگ"(!)خيلي دختر و پسر باحال نمي بينم..سگ خورد!اين 2 سال هم تمام شود و خلاص!برويم جايي كه "فرانسه"باشد.."پاريس"داشته باشد..."پايتخت مدرنيته"باشد.."ان تا نوبل ادبي داشته باشد"..يك چنين علاقمندي به كشور و ميهن(ميهن عنه؟!)مي باشم

و همچنان مثل قبل و با همان اقتدار مي گويم :برويد دنبال علاقه تان!برويد دنبال چيزي كه با آن "وير"تان مي گيرد..تحريكتان مي كند..چه مي دانم عاشقش هستيد!فاميل پسرخاله عمه ننه بزرگ دوست شما كه دارد 10 مليون در مي آورد براي شما علاقه نمي شود..بعد كه مثل من انقلاب كرديد و در برابر همه ايستاديد تا به كار و هدف خودتان برسيد بعد از چند وقت با معدل خوب و رزومه قوي دهان همه را خواهيد بست

اين 100 بار
!!!