Showing posts with label شاهين نجفي. Show all posts
Showing posts with label شاهين نجفي. Show all posts

Saturday, August 17, 2013

بحث اندر بحث اندر ماتحت ما !

بله..بالاخره اين همه ش سوال است!همين زندگي را مي گويم..در طول اين چند وقت متوجه شدم نه تنها همه اش سوال است بلكه اگر يك مقاديري از "گشادي"خارج باشيد همه اش هم جنگ و دعوا و جدل است...منطقي و غير منطقي!دائما بايد بجنگي!براي خودت!براي خانواده ات!براي دوست دختر يا دوست پسر نداشته ات!وا كه بدهي مي شود مكافات..همانموقع اگر جنگيدي كه هيچ اما اگر تنگي ات گرفت ديگر شرمنده اخلاق توپت هستيم!!!بايد تا صبح روز بعد شروع كنيد به جنگيدن با همه كس و همه چيز!

اصلا به قول ماركس بزرگ آن چيزي كه باعث حركت است حتي در شلوارتان يا دامنتان همين تضاد است!توجه بفرماييد مثلا يك جايي خوب مي خارد!اين خارش هم همان ايجاد تضاد في مابين دو چيز در يك ناحيه است كه ناشي از همان برخورد يا سايش است بين چيزتان و چيز ديگرتان!!!!بله..يك همچين جامعه شناس خودماني اي هستم من تازه كجايش را ديده ايد!

يك چند وقتي چيزي براي نوشتن نداشتم اتما دلم تنگ اينجا شد هيييييييي خلاصه بالاخره ظاهرا دوباره آمدن گرفته..
اين آهنگ شاهين را كه آخرين آهنگش است حتما گوش كنيد اسمش "مامان"است و براي مادرش خوانده..البته چون ربطي به بحث نداشت و حتي شايد باورتان نشود اصلا بحثي در جريان نيست گفتم يك زنگ تفريحي داده باشم يك چنين آدم ساختارشكني هستم من مثل مرحوم حضرت امام :-)

خلاصه آنكه همه اش گيجي و گنگي است و خيلي مسايل عديده بزرگ و جهاني و شخصي و تومباني از همين گيجي و گولي در مي آيد ملت از همين احساسات گيجي و گنگي شاعر شده اند،فيلسوف شده اند حتي شنيده شده ملت آهنگساز هم شده اند!خدا پدرتان را بيامرزد..ياد بگيريد كه هيچوقت يچ چيزي را كامل ياد نگرفته ايد اين باعث مي شود دائما بجنگيد!

حالا ايني كه اين بالا گذاشتم 3 تاست يا 4 تا ؟!

Sunday, September 9, 2012

آدم تمام شده كيست؟(+شاعر تمام شده از شاهين نجفي)

لحظاتي خواهد رسيد كه "مرد مبارز"و "زن مبارز"ديگر شمشيرش را زمين خواهد گذاشت،برخواهد گشت و تا ادامه ي نهايي مسير جاده ايست بي انتها...خيابان درازي كه فريادهاي توي گلوي تو را به درازايش تصوير مي كند...ياد آن روزهاي خوب زندگي كه هرگز نبوده است!ياد عشقي كه ديگر نيست "به بوسه هاي تو در خواب احتمالي من"..."به خستگي تو از حرفهاي فلسفي ام

اما اين را پاياني نيست جز رفتن و رفتن...مگر آنكه دكمه ي پاياني را بفشاري كه خونش را از قلبت تغذيه مي كند
آنجا ديگرواقعا داستان تمام مي شود!اينها يك ژست روشنفكرانه نيست...چرا كه در زندگي ام در اين كشور هرگز روشنفكري را نديدم كه واقعا روشنفكر باشد!نماز خواني در جستجوي سكس نامشروع تا چپي سر به محراب!مجموعه ي پارادكس هاي زندگي اينجا آنقدر دردناك مي شود كه براي مدتي طولاني در ابتدا خنده ات مي گيرد...سپس بي حس مي شوي و نهايتا بايد بروي سراغ آن دكمه.!

امروز با يكي از نزديكترين دوستانم يا در واقع بهترين دوستم،به يك ساختمان نيمه آماده و در حال تكميل خيره شده بوديم!تا به امروز هيچوقت اين همه شباهت يك آدم و يك ساختمان را نمي دانستم!!آدمهايي كه ميايند و مي روند،دوستاني كه گاه هستند و فردا نه،پسران و دختراني كه زيبايي لحظه ايشان نگاهت را مي گيرد و پس از چند ثانيه،درست آن هنگام كه زبان مي گشايند اين تويي كه نگاهت را برميگيري!با همه اش كه روراست باشي مي بيني اين انسان تنهاترين موجود هستي است!در نهايت تكامل و جوان بودنش!در نهايت عشق و درگير لذتهاي سكس!چيزي فراي اينها نيست...ساختمان هم كه باشي با 500 نفر ساكن،دست آخر خودت ميماني و خودت!هيچ ساختمان ديگري تو را در نخواهد يافت!اين "فرد"مقدس ترين انديشه ي من است!آنكه هويتش را از خودش مي گيرد و نيازي به ديگري براي تاييدش ندارد!!

من بي حس شده ام...از وقتي كه "تو"نيستي ديگر حسي ندارم...مثل يك آدم آهني شده ام...نه بد را ميفهمم نه خوب را!نه زيبايي آن مرا جذب مي كند نه زشتي اين!همه اش تمام شده است...من يك آدم تمام شده ام

دست آخر شعري را از شاهين نجفي،اين آيينه ي تمام عيار زندگي، قرار مي دهم بخونيد و گوش فرا دهيد...

شاعر تمام شده

شاعر:سيد مهدي موسوي

نگاه می‌کنم از غم به‌غم که بیش‌تر است‬
‎‫به خیسی‌ی چمدانی که عازم سفر است‬
‎‫من از نگاه کلاغی که رفت، فهمیدم‬
‎‫که سرنوشت درختان باغ‌مان تبر است‬
‎‫به کودکانه‌ترین خواب‌های توی تن‌ات‬
‎‫به عشق‌بازی من با ادامه‌ی بدن‌ات‬
‎‫به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون‬
‎‫به بچّه‌ای که توام! در میان جاری خون‬
‎‫به آخرین فریادی که توی حنجره است‬
‎‫صدای پای تگرگی که پشت پنجره است‬
‎‫به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره‬
‎‫به خوردن ِ دم‌پایی بر آخرین حشره‬
‎‫به «هرگز»ات که سؤالی شد و نوشت: «کدام؟»‬
‎‫به دست‌های تو در آخرین تشنّج‌هام‬
‎‫به گریه کردن یک مرد آن‌ور ِ گوشی‬
‎‫به شعر خواندن ِ تا صبح بی هم‌آغوشی‬
‎‫به بوسه‌های تو در خواب احتمالی من‬
‎‫به فیلم‌های ندیده، به مبل خالی من‬
‎‫به لذّت رؤیایت که بر تن ِ کفی‌ام…‬
‎‫به خستگی تو از حرف‌های فلسفی‌ام‬
‎‫به گریه در وسط ِ شعرهایی از «سعدی»‬
‎‫به چای خوردن تو پیش آدم بعدی‬
‎‫قسم به این‌همه که در سَرم مُدام شده‬
‎‫قسم به من! به همین شاعر تمام شده‬
‎‫قسم به این شب و این شعرهای خط خطی‌ام‬
‎‫دوباره برمی‌گردم به شهر لعنتی‌ام‬
‎‫به بحث علمی بی مزّه‌ام در ِ گوش‌ات‬
‎‫دوباره برمی‌گردم به امن ِ آغوش‌ات‬
‎‫به آخرین رؤیامان، به قبل کابوس ِ …‬
‎‫دوباره برمی‌گردم، به آخرین بوسه‬

Monday, June 4, 2012

شاهين نجفي::ايستاده مردن::

متن ترانه-سرود شاهين
سری میان دست تو بریده/ نگاه من به ساعت پوکیده/ و شعرهای غمگین و عاصی/ و گرگ خسته کز تفنگ نترسیده/ به شبهه های من به اصل هستی/ به بغض بی کسیت وقت مستی/ وحسرت تو را و بو کشیدن/ و عمق فاجعه: تو را ندیدن/ رگی که سرنوشتش انسداد است /و جرم تو که داد پیش باد است/ همیشه انتهای قصه تلخ است/ و شاعری که حکم اش ارتداد است/ خدای خوب و خوابِ تو کتابم/ منی خشک روی تخت خوابم/ خدای خوبِ خشم و قتل و فتوا/ و گریه های من به شعر یغما/ مرا بخوان به کاکتوس ماندن/ بمان کنار من که شعر خواندن/ کنار تو به عهد با کویری/ که رمز ماست ایستاده مردن/ بگو حدیث ما حدیث خون بود/ شرارتی که ناشی از جنون بود/ بگو چگونه ما واندادیم/ بگو که مردیم و ایستادیم/ خدای خواب و خوبِ تو کتابم/ منی خشک روی تخت خوابم/ خدای خوبِ خشم و قتل و فتوا/ و گریه های من به شعر یغما/ مرا بخوان به کاکتوس ماندن/ بمان کنار من که شعر خواندن/ کنار تو به عهد با کویری/ که رمز ماست ایستاده مردن
دانلود

Wednesday, May 9, 2012

"آي نقي"از "شاهين نجفي"+متن شعر فوق العاده اش

نام آهنگ:نقي
شعر:شاهين نجفي
تنظيم:مجيد كاظمي
اين آهنگ ظاهرا به طور كامل با دهان اجرا شده است
يكي از نكات جالب اين آهنگ پرچم رنگين كماني دگرباشان است كه در عكس رسمي اين آهنگ درست بر روي حرم امام هشتم مسلمين آويخته شده است و اتفاقا خيلي هم باحال است
از تشبيه حرم به پستان هم كه بگذريم بايد از شاهين به خاطر تابو شكني هاي گسترده اش حقيقتا سپاسگزاري كرد.اين جامعه نيازمند چنين كساني است كه بي پروا به همه چيز حمله كنند



نقی تو رو قسم به شوخ طبعیت
به این بیرون از گودِ تُو تبعید
به این آلتِ بزرگ زندگانی
که پشت ما نشسته رو به تحدید
نقی تو رو به طول و عرض تحریم
دلارِ رو به رشد و حس تحقیر
نقی تو رو به امام مقوایی
 به طفل علی گوی توی رحم گیر
به درس فقه تُو اطاق عمل بینی
به آقا و تسبیح و جا نماز چینی
نقی تو رو به انگشت شیث رضایی
به دینی که اوت شد و فوتبال دینی
آی نقی!
حالا که مهدی خوابه ,ما تو رو صدا میزنیم
آی نقی!
تو ظهور کن که ما آماده تُو کفنیم
آی نقی!
نقی تو رو قسم به عشق و ویاگرا
تو رو به لنگای هوا شده وچاکرا
تو رو به سنگک و مرغ و گوشت و ماهی
سینه ی سیلیکُنی  و بکارت راه راه
نقی تو رو به ممه های گلشیفته
به آبروی نداشته که از ما ریخته
نقی تو رو به نژاد آریایی
به پلاکی که به گردن آویخته
نقی جون من تو رو به شوشول فرنود
سه هزار میلیارد زیر گنبد کبود
خلیج فارس و ارومیه هم قصه بود
راستی اسم رهبر جنبش سبز چی بود؟
 آی نقی!
حالا که مهدی خوابه ,ما تو رو صدا میزنیم
آی نقی!
تو ظهور کن که ما آماده تُو کفنیم
آی نقی!
به رحلت جانگوز امام امّت
به سیاسیون فسیلی تُو غربت
به بیوه های با کلاس پلاس دیسکو
به بحثای روشنفکری تُو چت
به غیرت مردای اون کاره
به زنان مدافع حقوق مرد
به انقلاب رنگی از تُو تلویزیون
به سه درصد جمعیت کتاب خون
تو رو به شعارای آبکی و تُو خالی
نقی تو رو به این جماعت حالی به حالی
صبح زنده باد میگن و شب مرده باد
به قهرمانای قصه های خیالی
آی نقی!
حالا که مهدی خوابه ,ما تو رو صدا میزنیم
آی نقی!
تو ظهور کن که ما آماده تُو کفنیم
آی نقــــــــــــی!
وای نقــــــــــــــ
شاهين نجفي كارت درسته داداش

Saturday, March 31, 2012

آلبوم جديد شاهين نجفي حرفهاي زيادي براي گفتن دارد.اگر چه آنها كه براي بار اول به آهنگها گوش مي دهند در انبوهي از گرد و غبار و مه كه ناشي از سنگيني اشعار است مدفون مي شوند اما اگر بيشتر از يكبار و با دقت گوش كنيم زواياي جديدي از آهنگها پديدار مي شود.سبك آهنگهاي شاهين ديگر رپ نيست!چرا كه اصلا ديگر علاقه اي به زندگي ندارد كه بخواهد اعتراض كند!در ترانه ي "بعد از تو"كه مي شود يكجورهايي حمايتش را از دگرباشان(من نوعي!)از آن بخش "رنگين كمان كوچكي بر روي انگشتم...."فهميد،مي گويد "پشت سياهي هاي دنيا هم سياهي بود...".



هيچگاه صادق هدايت آنگونه سياه نديده بود كه شاهين!نكته ي ديگري كه به ذهنم مي آيد اين است كه اگر انسان حاوي دردي فرا مرزي باشد ديگر فرقي ندارد كه در آلمان زندگي كند يا ايران!بسياراني از سرزمين خود دل مي كنند و مي روند اما در مقصد هم هنوز داستان ادامه دارد!

وقتي هنوز شوراي امنيت تصويب نكرده بود منطقه ي پرواز ممنوع رو براي ليبي،هواپيماهاي ايتاليا و فرانسه اونجا مستقر شده بودن،در حاليكه سوريه يكساله 10000 شهيد دادن و هنوز دارن با بشار اسد كاغذ بازي مي كنن(تعميمش بدهيم به ايران!)دنياي ما پر از كثافت و تبعيضه
   ::::بخشي از ترانه ي "ناگهان"
روبه رويت گوله و باتوم
پشت سر خنجر رفيقانت
توي دنياي دوست داشتني
بهترين دوست،دشمنت باشد
دل به آبي آسمان بدهي
به همه عشق را نشان بدهي
بعد در راه دوست جان بدهي
دوستت عاشق زنت باشد