Wednesday, August 21, 2013

آيا گي ها لزبين پورن ميبينند؟لزبينها گي پورن؟باي ها چطور؟

ياهو انسرز وبسايت جالبي است در آن هر سوالي و جوابي پيدا مي شود..از مسايل علمي و مساله فيزيك و شيمي و معادلات و تاريخ ادبيات و هنر بگيريد تا سوالهايي مثل "آيا همجنسگرايان مرد يا گي ها فيلم پورن لزبين مي بينند؟!"سوال عجيبي است اين آخري و از آن ها عجيبتر سوالهايي درباره بايسكشوالهاست.من انكار نمي كنم گونه عجيب و غريبي از آدمها هستيم هم با فيلمهاي پورن گي و لزبين تحريك مي شويم هم با انواع اقسام و آلات هر دو جنس چه رمانتيك چه سكسي

 :سوال پرسيده اند

Do bisexual men like lesbian porn?

:خانمي در بخش جوابها نوشته اند
Most people who call themselves "bisexual" prefer a particular gender. I am not sure if there actually really is such a thing as "bisexual"; fingers in your vagina feel equally good physically whether the fingers belong to a male or a female. Your body doesn't know the difference. However, do these bisexual people actually fall in LOVE WITH and KILL THEMSELVES IF THEIR MATE LEAVES with both genders? In my experience, no.

If straight men like lesbian porn, then bisexual men would like it as well. Because, you know, being bisexual includes liking the things that straight men like (i.e. women).

Myself, I am a straight female who sometimes watches "gay" porn, because there are penises in it. I don't like anal porn because it is disgusting but I don't like straight anal porn if possible either (though the gay anal porn is usually a lot grosser). I do, however, watch "circle jerks" or gay blowjobs (sometimes, for the latter). It's pretty hard to find straight porn where the girl isn't making noises that are absolutely disgusting. Even in the "amateur" category it is usually either a) you can't see them or b) some disgusting ***** is looking just as anti-sexual as possible by looking like a "professional" porn girl.

 چقدر جالب!حرف اين خانم كاملا درست و حتي نگرش ايشان جالب و جديد است براي من.نوشته اند اگر خانمي از فرورفتن انگشتي در كسش لذت مي برد چه فرقي مي كند كه انگشت مرد آن تو است يا زن؟اما بر سر مسايل رمانتيك مساله فرق مي كند!مي بينيد؟بحث قديمي و بي پاياني است.باي ها بايد به يك جنس تمايل بيشتري داشته باشند چرا؟كسي نمي داند!هنوز بنيادي ترين بخش اين مسايل يعني علل ايجاد "سكشوال اورينتيشن"ها معلوم نيست چه برسد به اين داستان

در بسياري از سايتهاي پورن بخشي به نام "بايسكشواليتي"هم درست شده است مثلا در وبسايت ايكس همستر.من بعنوان يه بايسكشوال بعد از تماشاي چندتا ازويديوهاي اين كتگوري انگيزه ام براي زندگي چند برابر شد

 

اما داستان عاطفي خيلي پيچيده تر از اين حرفهاست.يعني شايد براي همين دليل من علاقه اي به ازدواج ندارم..به هر حال خيلي ها معتقدند 2 نوع بايسكشوال وجود دارد.گونه اي كه مي تواند در يك زمان به هر دو جنس عشق بورزد و گونه اي كه مدتي اينور غش و ضعف دارد مدتي آنور!چيز عجيب و غريبي هستيم..يعني در نهايت مجموعه اي از تئوري ها بر روابط حاكم است من حتي در 2 وبسيات مختلف روانشناختي خواندم كه بايسكشوالهايي هستند كه با يك جنس سكس و با ديگري رومانس دارند در عين حال جاي ديگر نوشته بود نه!رومانس شرط نيست!سكس شرط اصليست يعني باي ها كساني هستند كه با هر دو جنس علاقه به سكس دارند.

 من به شخصه به تمام انواع پورن ري اكشن نشان مي دهم نمي دانم مثلا خانمهاي لزبين و آقايان گي چطور يا حتي باي هاي ديگر؟مثلا آيا يخانمهاي لزبيني هستند كه گي پورن دوست داشته باشند؟يا آقايان گي اي كه لزبين پورن ميبينند؟مطمئنا وجود دارند اين دوستان حجالا تعداد و درصدش هنوز ناشناخته است

 مفاهيم موجود در دنياي انسانها و روابطشان خيلي پيچيده تر و شايد به همان اندازه تئوريك باشد.يعني قانوني وجود ندارد..شايد تنها قانون همان حفظ حقوق اساسي و آزادي اراده و اختيار انسانهاست

هميشه فكر مي كردم ما چرا كتاب در اين موارد نداريم..ادبيات را مي گويم..ادبيات اروتيك،پورن و از اين دست.مثلا كتاب رمان زير نمونه اي از رومانهاي بايسكشواليتي است اين خيلي كمك مي كند به آدم در شرايط سازي و درك بهتر خودش و شخصيتش و سوژه هاي قابل لمس!

بعد كه فكر كردم يادم افتاد اينجا "ايران اسلامي"است سرتان سلامت !!!


آقاي روسيه!دقت كن!

به شخصه نه تنها هيچ علاقه اي به اين روسيه ندارم بلكه حالم هم ازش بهم مي خورد..كلا چيز حال بهم زني است غير از خانما و آقايونش كه خوب خوشگل اند لعنتي ها!همين چند وقت پيش دولت پوتين(بخوانيد احمدي نژاد-مشايي) و مدودف قانوني تصويب كردند كه تا دولت بعدي يعني مدودف-پوتين(!)احتمالا يعني تا ابد(!) پا بر جا خواهد ماند.اين قانون منع تبليغ همجنسگرايي براي كودكان و نوجوانان به هر طريقي است
 
بله خلاصه از اينجور قوانين زياد دارد..بدليل قراگرفتن در يكي از افراطي ترين و زاقارت ترين نقاط جهان يعني همين خاورميانه كه مردمانش خيلي با "ميانه"همديگر كار دارند اما در پنهان،وضعش در اين حوزه ها خيلي خراب است.آقا جان،خانم جان اين چيز خيلي واضحي است.همجنسگرايي نه بيماري است نه اختلال پس هيچ دليلي ندارد جلويش گرفته شود اصلا مگر فرق مذهبي است كه خوب تبليغ نكنند كم شود؟اين هم از آن حركت هاست
 
در مسابقه جهاني دو و ميداني دو خانم روس به نامهاي مبارك تاتينا فيرووا و اکسنيا روشووا بعد از كسب مدال در يك اقدام كور كننده چشم دولت جفنگ روسيه همديگر را همانطور كه در عكس مي بينيد بوسيدند و مدال هايشان را باز هم به كوري چشم دولت و همه ي مخالفين آزادي و ازدواج برابر تقديم به همه خانمهاي لزبين و همجنسگرايان سراسر جهان كردند
 
بله يك همچين قهرماناني داريم تا كور شود هرآنكه نتواند دي
خواستم هم عرض تشكري بكنم به اين 2 بانو و حركت مدني قشنگشان هم تجديد ميثاقي با آرمانهاي كبير آن "رنگين كمان بي پناه و سرپناهمان" كرده باشيم

Monday, August 19, 2013

مهندسي برق چهار چرخ هوا !

الان حدودا يكسالي هست كه چهارچرخ مهندسي برق قبليمان هوا شده است!يعني انصراف داديم رفت!دانشگاه قبلاي مان بلافاصله پس از خروج اينجانب از آن خراب شده تبديل شده به "پرديس فني" كه بقول دوستان پرديس عنه؟

ما بدليل داشتن يك چيزهايي در نواحي تحتاني مجبور به انجام خدمت سربازي هستيم و خواهيم بود دوستان خوب مي دانند كه پسرهاي مشمول نمي توانستند انصراف بدهند...اما آن تيتر و خبر معروف وبسايت خدا بيامرز نظام وظيفه مرا شديدا مصمم به انصراف كرد!در آن پست قبلي توضيح داده بودم كه مهندسي برق شرق بود و ما غرب !اصلا مهندسي و فني شرق بود و ما شمال !مهندسيمان كجا بود آخر؟بعد از 3 سال با كمتر از 46 واحد پاس شده انصراف داديم و الان كه يكسالي در عشق ديرين "زبان و ادبيات انگليسي"گذشته همانقدر يعني درست قدر 3 سال آنجا واحد پاس كرده ايم البته به لطف نظام وظيفه كه در همان تيتر معروفش و بعدا جويا شدن بنده حضوري كه يكبار مي شود انصراف داد.اما من مصمم تر شده ام براي ادامه تحصيل تا دكترا و خارج از اين مرز پر گهر

 البته بدليل "ديستنس لرنينگ"(!)خيلي دختر و پسر باحال نمي بينم..سگ خورد!اين 2 سال هم تمام شود و خلاص!برويم جايي كه "فرانسه"باشد.."پاريس"داشته باشد..."پايتخت مدرنيته"باشد.."ان تا نوبل ادبي داشته باشد"..يك چنين علاقمندي به كشور و ميهن(ميهن عنه؟!)مي باشم

و همچنان مثل قبل و با همان اقتدار مي گويم :برويد دنبال علاقه تان!برويد دنبال چيزي كه با آن "وير"تان مي گيرد..تحريكتان مي كند..چه مي دانم عاشقش هستيد!فاميل پسرخاله عمه ننه بزرگ دوست شما كه دارد 10 مليون در مي آورد براي شما علاقه نمي شود..بعد كه مثل من انقلاب كرديد و در برابر همه ايستاديد تا به كار و هدف خودتان برسيد بعد از چند وقت با معدل خوب و رزومه قوي دهان همه را خواهيد بست

اين 100 بار
!!!

Sunday, August 18, 2013

Green Day و پانكيسم!

پانك؟جنبش؟فرهنگ؟ايدئولوژي؟خشونت؟وحشي بازي؟پانك راك؟موسيقي هاي عجيب و غريب؟پابليك سكس؟



سوالها خيلي زياد است..شايد هم واقعا زياد اطلاعي نداريم از پانك!در واقع پانك در ابتدا كه در بريتانيا زاييده شد يك جنبش اجتماعي بود با شعارهاي محوري خاصي مثل ضديت با نظام حاكم،پوشيدن لباسهاي درب و داغون كهنه و قديمي كه در تضاد با فرهنگي بود كه كشورهاي سرمايه داري مروجش بوده اند و چيزهايي از اين قبيل.پانك راك در اوايل دهه 1970 در بريتانيا اين سرزمين موسيقي زاده شد و جنسش همان راكي است كه همه مي شناسند اما يك تفاوتهايي دارد شايد بزرگترين تفاوت پانك راك هارموني و سازبندي و نوع ريتمها و شعر باشد.اشعار عموما مضامين تند اجتماعي دارند،انتقادي و شديدا روح مخالفت و تضاد با هرآنچه امروز هست در آنها يافت مي شود.شعر ها همه وزن دار و با قافيه و ترتيب هستند...گروه هاي بزرگي در بريتانيا و آمريكا متولد شده اند و اين سنت و خرده فرهنگ از بريتانيا به آمريكا رفت تا گسترش يابد و گروه هاي بزرگي بوجد آمدند مثل The Clash،The damned،My chemical romance،و نهايتا به زعم بسياري از بزرگان اهل موسيقي و مجلات بزرگ موسيقي گروه The Green Day كه به نوعي عصاره فضايل همه پانك راك باند هاي قبل از خودش بود

براي باز تر شدن بحث مثلا شعر و آهنگ زير را از اين گروه ببينيد و بشنويد


اين پسر خوشگله خواننده ي گروه گرين دي "بيلي جو"گفته بايسكشوال است..باز حالا بگوييد چرا انقدر گير دادي به اين گروه؟!!
Hear the sound of the falling rain
Coming down like an Armageddon flame
The shame, the ones who died without a name

Hear the dogs howling out of key
To a hymn called Faith and Misery
And bleed, the company lost the war today

I beg to dream and differ from the hollow lies
This is the dawning of the rest of our lives
On holiday

There's a drum pounding out of time
Another protestor has crossed the line
To find, the money's on the other side

Can I get another Amen
There's a flag wrapped around the score of men
A gag, A plastic bag on a monument

I beg to dream and differ from the hollow lies
This is the dawning of the rest of our lives
On holiday

(Lights out! The representative of the United Kingdom now has the floor)

Zieg Heil to the president gasman
Bombs away is your punishment!
Pulverize the Eiffel tower
Who criticize your government!
Bang bang goes the broken glass
Kill all the fags that don't agree!
Trials by fire, setting fire
Is not a way that's meant for me
Just cause
Just cause, Because we're outlaws, yeah!

I beg to dream and differ from the hollow lies
This is the dawning of the rest of our lives
On holiday
 
گروه هاي پانك راك تمايل شديدي به وزن و قافيه در شعر دارند و از ريتم هاي تند وهارمونيك شديدا خوششان مي آيد.مفاهيم ترانه ها اكثرا سياسي،اجتماعي،جنسي است

براي شخص من موسيقي و شعر همه اش "وزن و ريتم"است.اگر شعر بي وزن باشد و بي سر و ته آنگونه كه اكثرا آمده اند در شعر نو كرده اند و به نوعي كردندش بازي با لغت در نظر من توجه چنداني بر نمي انگيزد.شعر بايد با ريتم حس شود...به هر زباني كه باشد فرانسه،ايتاليايي  حتي عربي

من به كليات تفكرات پانك و مفاهيم مطروحه پانك راك معتقدم و آنها را از اصول زندگي ام مي دانم

  در پست قبلي گفتم كه بجنگيد و در زندگي تان هميشه جنگجو باشيد كه اگر حتي يك لحظه بنشينيد كارتان تمام است..روح پانك راك جنگيدن است براي سكس،عشق،مادر،خانواده،پدر،زندگي،تحصيل،زندگي كردن لعنتي!

 خيلي جدي شد؟!شما ببخشيد :-))))

Saturday, August 17, 2013

بحث اندر بحث اندر ماتحت ما !

بله..بالاخره اين همه ش سوال است!همين زندگي را مي گويم..در طول اين چند وقت متوجه شدم نه تنها همه اش سوال است بلكه اگر يك مقاديري از "گشادي"خارج باشيد همه اش هم جنگ و دعوا و جدل است...منطقي و غير منطقي!دائما بايد بجنگي!براي خودت!براي خانواده ات!براي دوست دختر يا دوست پسر نداشته ات!وا كه بدهي مي شود مكافات..همانموقع اگر جنگيدي كه هيچ اما اگر تنگي ات گرفت ديگر شرمنده اخلاق توپت هستيم!!!بايد تا صبح روز بعد شروع كنيد به جنگيدن با همه كس و همه چيز!

اصلا به قول ماركس بزرگ آن چيزي كه باعث حركت است حتي در شلوارتان يا دامنتان همين تضاد است!توجه بفرماييد مثلا يك جايي خوب مي خارد!اين خارش هم همان ايجاد تضاد في مابين دو چيز در يك ناحيه است كه ناشي از همان برخورد يا سايش است بين چيزتان و چيز ديگرتان!!!!بله..يك همچين جامعه شناس خودماني اي هستم من تازه كجايش را ديده ايد!

يك چند وقتي چيزي براي نوشتن نداشتم اتما دلم تنگ اينجا شد هيييييييي خلاصه بالاخره ظاهرا دوباره آمدن گرفته..
اين آهنگ شاهين را كه آخرين آهنگش است حتما گوش كنيد اسمش "مامان"است و براي مادرش خوانده..البته چون ربطي به بحث نداشت و حتي شايد باورتان نشود اصلا بحثي در جريان نيست گفتم يك زنگ تفريحي داده باشم يك چنين آدم ساختارشكني هستم من مثل مرحوم حضرت امام :-)

خلاصه آنكه همه اش گيجي و گنگي است و خيلي مسايل عديده بزرگ و جهاني و شخصي و تومباني از همين گيجي و گولي در مي آيد ملت از همين احساسات گيجي و گنگي شاعر شده اند،فيلسوف شده اند حتي شنيده شده ملت آهنگساز هم شده اند!خدا پدرتان را بيامرزد..ياد بگيريد كه هيچوقت يچ چيزي را كامل ياد نگرفته ايد اين باعث مي شود دائما بجنگيد!

حالا ايني كه اين بالا گذاشتم 3 تاست يا 4 تا ؟!

Saturday, July 13, 2013

"ملاله"و فرياد يك حق!




"ملاله"ديروز در قد و قامت يك "نعره" براي "برابري" ظاهر شد;او كه هزينه هم داده است براي همان چيزي كه فعالين ما هم مدتهاست در پي آنند...و شايد ساده ترين و بنيادين ترين حق انسان!تحصيل كودكان و افسوس بزرگ دوران ما كه عده اي متدين به آيين شريف سنگسار،تحصيل را "هم دخترانه ممنوع و پسرانه حالا عيبي ندارد" كرده اند!

قرن ما كه قرن تكنولوژي و انفجار اطلاعات است آنقدرها هم خوشايند نبوده حالا هرچقدر رسانه هاي بزرگ اينور و آنور بزرگتر"ش"مي كنند...اما بستر تحولات و تغييرات بزرگ را براي "انسان خواهان و انسان دوستان"تا حد وسيعي فراهم كرده است..."ملاله" دختر پاك سرشت اين موج بحق تغيير خواهي اي است كه صدايش از پس كوچه هاي تنگِ "مردانه" پاكستان در سازمان ملل متحد كه قرار بوده ميعادگاه اتحاد جهانيان باشد فرياد زده شد : حق تحصيل براي "همه"!

Tuesday, July 2, 2013

ما برگشتیم

درود بر همه دوستان و گرامیان و رنگین کمانیها و غیر رنگین کمانیها و اون پسرا و دخترای گل و این بچه های ردیف و خلاصه همه و همه ما دوباره برگشتیم!