Sunday, August 18, 2013

Green Day و پانكيسم!

پانك؟جنبش؟فرهنگ؟ايدئولوژي؟خشونت؟وحشي بازي؟پانك راك؟موسيقي هاي عجيب و غريب؟پابليك سكس؟



سوالها خيلي زياد است..شايد هم واقعا زياد اطلاعي نداريم از پانك!در واقع پانك در ابتدا كه در بريتانيا زاييده شد يك جنبش اجتماعي بود با شعارهاي محوري خاصي مثل ضديت با نظام حاكم،پوشيدن لباسهاي درب و داغون كهنه و قديمي كه در تضاد با فرهنگي بود كه كشورهاي سرمايه داري مروجش بوده اند و چيزهايي از اين قبيل.پانك راك در اوايل دهه 1970 در بريتانيا اين سرزمين موسيقي زاده شد و جنسش همان راكي است كه همه مي شناسند اما يك تفاوتهايي دارد شايد بزرگترين تفاوت پانك راك هارموني و سازبندي و نوع ريتمها و شعر باشد.اشعار عموما مضامين تند اجتماعي دارند،انتقادي و شديدا روح مخالفت و تضاد با هرآنچه امروز هست در آنها يافت مي شود.شعر ها همه وزن دار و با قافيه و ترتيب هستند...گروه هاي بزرگي در بريتانيا و آمريكا متولد شده اند و اين سنت و خرده فرهنگ از بريتانيا به آمريكا رفت تا گسترش يابد و گروه هاي بزرگي بوجد آمدند مثل The Clash،The damned،My chemical romance،و نهايتا به زعم بسياري از بزرگان اهل موسيقي و مجلات بزرگ موسيقي گروه The Green Day كه به نوعي عصاره فضايل همه پانك راك باند هاي قبل از خودش بود

براي باز تر شدن بحث مثلا شعر و آهنگ زير را از اين گروه ببينيد و بشنويد


اين پسر خوشگله خواننده ي گروه گرين دي "بيلي جو"گفته بايسكشوال است..باز حالا بگوييد چرا انقدر گير دادي به اين گروه؟!!
Hear the sound of the falling rain
Coming down like an Armageddon flame
The shame, the ones who died without a name

Hear the dogs howling out of key
To a hymn called Faith and Misery
And bleed, the company lost the war today

I beg to dream and differ from the hollow lies
This is the dawning of the rest of our lives
On holiday

There's a drum pounding out of time
Another protestor has crossed the line
To find, the money's on the other side

Can I get another Amen
There's a flag wrapped around the score of men
A gag, A plastic bag on a monument

I beg to dream and differ from the hollow lies
This is the dawning of the rest of our lives
On holiday

(Lights out! The representative of the United Kingdom now has the floor)

Zieg Heil to the president gasman
Bombs away is your punishment!
Pulverize the Eiffel tower
Who criticize your government!
Bang bang goes the broken glass
Kill all the fags that don't agree!
Trials by fire, setting fire
Is not a way that's meant for me
Just cause
Just cause, Because we're outlaws, yeah!

I beg to dream and differ from the hollow lies
This is the dawning of the rest of our lives
On holiday
 
گروه هاي پانك راك تمايل شديدي به وزن و قافيه در شعر دارند و از ريتم هاي تند وهارمونيك شديدا خوششان مي آيد.مفاهيم ترانه ها اكثرا سياسي،اجتماعي،جنسي است

براي شخص من موسيقي و شعر همه اش "وزن و ريتم"است.اگر شعر بي وزن باشد و بي سر و ته آنگونه كه اكثرا آمده اند در شعر نو كرده اند و به نوعي كردندش بازي با لغت در نظر من توجه چنداني بر نمي انگيزد.شعر بايد با ريتم حس شود...به هر زباني كه باشد فرانسه،ايتاليايي  حتي عربي

من به كليات تفكرات پانك و مفاهيم مطروحه پانك راك معتقدم و آنها را از اصول زندگي ام مي دانم

  در پست قبلي گفتم كه بجنگيد و در زندگي تان هميشه جنگجو باشيد كه اگر حتي يك لحظه بنشينيد كارتان تمام است..روح پانك راك جنگيدن است براي سكس،عشق،مادر،خانواده،پدر،زندگي،تحصيل،زندگي كردن لعنتي!

 خيلي جدي شد؟!شما ببخشيد :-))))

Saturday, August 17, 2013

بحث اندر بحث اندر ماتحت ما !

بله..بالاخره اين همه ش سوال است!همين زندگي را مي گويم..در طول اين چند وقت متوجه شدم نه تنها همه اش سوال است بلكه اگر يك مقاديري از "گشادي"خارج باشيد همه اش هم جنگ و دعوا و جدل است...منطقي و غير منطقي!دائما بايد بجنگي!براي خودت!براي خانواده ات!براي دوست دختر يا دوست پسر نداشته ات!وا كه بدهي مي شود مكافات..همانموقع اگر جنگيدي كه هيچ اما اگر تنگي ات گرفت ديگر شرمنده اخلاق توپت هستيم!!!بايد تا صبح روز بعد شروع كنيد به جنگيدن با همه كس و همه چيز!

اصلا به قول ماركس بزرگ آن چيزي كه باعث حركت است حتي در شلوارتان يا دامنتان همين تضاد است!توجه بفرماييد مثلا يك جايي خوب مي خارد!اين خارش هم همان ايجاد تضاد في مابين دو چيز در يك ناحيه است كه ناشي از همان برخورد يا سايش است بين چيزتان و چيز ديگرتان!!!!بله..يك همچين جامعه شناس خودماني اي هستم من تازه كجايش را ديده ايد!

يك چند وقتي چيزي براي نوشتن نداشتم اتما دلم تنگ اينجا شد هيييييييي خلاصه بالاخره ظاهرا دوباره آمدن گرفته..
اين آهنگ شاهين را كه آخرين آهنگش است حتما گوش كنيد اسمش "مامان"است و براي مادرش خوانده..البته چون ربطي به بحث نداشت و حتي شايد باورتان نشود اصلا بحثي در جريان نيست گفتم يك زنگ تفريحي داده باشم يك چنين آدم ساختارشكني هستم من مثل مرحوم حضرت امام :-)

خلاصه آنكه همه اش گيجي و گنگي است و خيلي مسايل عديده بزرگ و جهاني و شخصي و تومباني از همين گيجي و گولي در مي آيد ملت از همين احساسات گيجي و گنگي شاعر شده اند،فيلسوف شده اند حتي شنيده شده ملت آهنگساز هم شده اند!خدا پدرتان را بيامرزد..ياد بگيريد كه هيچوقت يچ چيزي را كامل ياد نگرفته ايد اين باعث مي شود دائما بجنگيد!

حالا ايني كه اين بالا گذاشتم 3 تاست يا 4 تا ؟!

Saturday, July 13, 2013

"ملاله"و فرياد يك حق!




"ملاله"ديروز در قد و قامت يك "نعره" براي "برابري" ظاهر شد;او كه هزينه هم داده است براي همان چيزي كه فعالين ما هم مدتهاست در پي آنند...و شايد ساده ترين و بنيادين ترين حق انسان!تحصيل كودكان و افسوس بزرگ دوران ما كه عده اي متدين به آيين شريف سنگسار،تحصيل را "هم دخترانه ممنوع و پسرانه حالا عيبي ندارد" كرده اند!

قرن ما كه قرن تكنولوژي و انفجار اطلاعات است آنقدرها هم خوشايند نبوده حالا هرچقدر رسانه هاي بزرگ اينور و آنور بزرگتر"ش"مي كنند...اما بستر تحولات و تغييرات بزرگ را براي "انسان خواهان و انسان دوستان"تا حد وسيعي فراهم كرده است..."ملاله" دختر پاك سرشت اين موج بحق تغيير خواهي اي است كه صدايش از پس كوچه هاي تنگِ "مردانه" پاكستان در سازمان ملل متحد كه قرار بوده ميعادگاه اتحاد جهانيان باشد فرياد زده شد : حق تحصيل براي "همه"!

Tuesday, July 2, 2013

ما برگشتیم

درود بر همه دوستان و گرامیان و رنگین کمانیها و غیر رنگین کمانیها و اون پسرا و دخترای گل و این بچه های ردیف و خلاصه همه و همه ما دوباره برگشتیم!

Thursday, June 6, 2013

يك حرف انتخاباتي!





كليد اميد

اين بو كه در فضاي تيره اين شهر پر شده است
موسم آمدن "دولت اميد و تدبير" است

ما از شعار و حرف بي عمل ،خسته گشته ايم
حجم مطالبات مردم،چشمگير است

آن دولتي كه بر آراي مردم، تكيه نكرده بود
امروز،سخت روسياه و زمين گير است

گفتي كه رفع حصر"مرحوم" با تو بود
نخستين مطالبه،رفع حصر "مير"است

اي شيخ ديپلمات!اي مرد اعتدال!
اين فضاي افراط،تشنه تدبير است

از دولت دفاع،سازندگي و اصلاحات
هر يك به نوعي،دچار تكفير است

اين بار دگر،"كليد"تغيير دست ماست
24 خرداد،روز پيروزي و تكبير است

ن.آفتاب
12 خرداد 1392

Friday, March 1, 2013

ظهور حضرت در فيسبوك!

آي ملت!چه نشسته ايد كه حضرت آقا(اين يكي نه ها اون يكي)در فيسبوك ظهور نموده و نماينده ي تام الاختيار ايشان پيجي با نام مبارك ايشان ساخته و پرداخته اند!



حرف بنده هم يك جمله است:انصافا اگر لاك پشت هم بود تا الان مي رسيد!

Wednesday, February 20, 2013

تجاوز گروهی به هویت‌های جنسی و فقر عجيب فرهنگي يك ملت


بعضي چيزها و بعضي كارها،بعضي وقتها ديگر واقعا قابل تحمل نيست و مي رود به
 سمت "نفرت انگيز"شدن!در جامعه اي هستيم كه كم هم نيستند اين كارها و افراد "نفرت انگيز"!اين پست و لحن آن كاملا صريح و بي پرده است و ديگر نمي شود حرفها را پنهان كرد..چرا كه ظاهرا بعضي "آقايان"و "خانمها" حد و مرزها را فراتر برده اند و حالا پيجي مثل "تجاوز گروهي به اميرحسين آكادمي گوگوش"درست كرده اند و چقدر من بدبختم لا اقل كه در چنين جامعه ي نفرت انگيزي به دنيا آمده و زنگي كرده ام در اين چند سال!خشونت عريان روزي نه خيلي دور دامن همه ما،مردم،دولت،نظام،حكومت،جامعه،خانواده و همه را خواهد گرفت چرا كه متوقفش نمي توان كرد!(طليعه اش مدتيست پيدا شده..عجله لازم نيست به همه خواهد رسيد!)

اما اينجا مي خواهم بگويم هيچ كس مختار نيست هموفوب باشد و بايد سريعا براي ترك و درمان بيماري خطرناكش اقدام كند!چرا كه محدود به "بدم مي آيد ها"نيست و محدوده وسيعي از خشونت عليه همجنسگرايان را تشكيل مي دهد درست مثل يك اسلامگراي راديكال!او فقط به خواندن نماز و گفتن "دخترم!حجابت را رعايت 
كن!"بسنده نخواهد كرد!

كمپين تجاوز گروهی به امیرحسین آکادمی گوگوش با حدود 4000 نفر عضو

تازه جريان روشنفكري ايران زنگ خطر خشونتهاي كلامي بر عليه زنان را به صدا درآورده،در صورتي كه بيشتر از زنان به طور اعم،به همجنسگرايان مرد و زن روزانه سيل خشونتهاي كلامي و "آلت"ي روانه است!اين پيج مبتذل،يكي از سمبل هاي آنست...يعني جمود فكري مرد-زن در كليشه هاي تعريف شده و البته غلط!ببينيد:

آرايش(تعريف شده:زنانه)----»كسي كه آرايش مي كند----»زن هست----»مردي كه آرايش مي كند---»در درجه اول مرد نيست،زن هست و بعد احتمالا گي هست!----»(رجوع به كليشه نقشهاي جنسي)پس مفعول است(ارزش گذاري روي زن بر مفعول بودن و نداشتن آلت و البته حقيربودن)----»يك مشت فحش(ك...ي،ج...ه،همين "مفعول"،حتي ديده شده در كامنتها و پستها "زن"!!!!!!!!!و غيره)----»تلاش براي حذف فيزيكي و شايد سوء استفاده جنسي از آن مرد(همين مثلا فانتزي تجاوز گروهي به فلاني)----»نفر بعدي و بعدي...تكرار اين دور!

حكايت ظاهر تكراري و ساده اي دارد!پسري به نام "اميرحسين كريمي"براي شركت در مسابقه آكادمي موسيقي گوگوش از يكي از پيشروترين جوامع جهان در همه حوزه ها يعني نروژ به بريتانيا آمده و مشغول تمرين خوانندگي است!اين پسر بي نهايت شيك پوش و ظاهرا از خانواده اي به مراتب فرهنگي(با توجه به انتخاب ترانه هايش مثل كاروان از استاد بنان كه اثري تقريبا امروزه ناياب و فقط موجود در بين بعضي 
.خانواده هاست)و با درجاتي از آرايش چهره است!



در زير،آزمون صداي اميرحسين را مي توانيد ببينيد:



در مصاحبه راديو زمانه با "متين قوام" متخصص مسايل جنسي و جنسيت او يادآور مي شود: «امیرحسین آکادمی گوگوش مرد بسیار خوش تیپ و خوش لباسی است. این را حتی کار‌شناس مد و لباس برنامه آکادمی گوگوش هم به او گفتند. او به دنیای مد و لباس وارد است. بر اساس ارزش‌های زیبایی همین دنیا هم لباس می‌پوشد و به هر حال اینکه انسان‌ها چه ظاهری برای خود انتخاب می‌کنند، حق آنهاست. اینکه به دلیل نوع انتخاب لباس، چنین کمپینی سرشار از نفرت جنسی و تهدید به تجاوز ایجاد شده است، یک بحران اجتماعی است که نشان می‌دهد همجنسگراهراسی وجود دارد و  یک تفاوت ساده ظاهری در پیروی از مد نیز از دیدگاه آنها نوعی همجنسگرایی است. امیدوارم این رفتارهای خشونت آمیز تاثیری بر کار حرفه‌ای آقای امیرحسین نگذارد و ایشان همیشه خلاقیتی که در انتخاب لباس دارند، داشته باشند.»

من در انتها بار ديگر يادآوري مي كنم كه ملت ما براي عرضه به جهان هيچ نداشت و ندارد الا فرهنگ و ادبيات!نه صنعت قدرتمندي داريم نه اقتصاد بزرگي نه حتي جايي در تقسيم بازار كار جهاني...هيچ نداريم و هيجچ نيستيم و به مدد دوستان،همين دوستان،همين يك ذره آبروي فرهنگي و اعتبار هنري و ادبي اين كشور دارد بر باد مي رود...من به عنوان يك ايراني كه شرمسارم از "ايراني"بودنم هر روزه و هر روزه چيزي براي متعجب شدن و نتيجتا افزوده شدن به نفرتم از اين اصالت لعنتي و اين هويت خويش دارم..كارتان عاليست اي مردم!زنده باد